تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
176
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
انوشروان را جانشين خود ساخت و بر اين سندى بنوشت و آن را مهر كرد « 1 » . پس از آنكه كواذ - با سالهاى برادرش جاماسب - چهل و سه سال پادشاهى كرد از اين جهان برفت و خسرو آنچه را كه كواذ فرموده بود به كار بست . تاريخ حيره هشام گويد : « 2 » « تبّع پسر خواهر خود حارث بن عمرو بن حجر الكندى را با
--> ( 1 ) - تعيين شدن خسرو به سلطنت از جانب پدرش از اينجا نيز تأييد مىشود كه گويا يوستين نيز آن را ضمانت كرده بوده است ( پركپ ، جنگ ايران ، 11 / 1 ؛ دربارهء ضمانت امپراطوران روم جانشينان سلطنت ايران را نيز رجوع كنيد به شرح حال يزدگرد اوّل ) . وصيّتنامهاى كه براى سلطنت خسرو نوشته شده بود در كتاب پركپ ( جنگ ايران 21 / 1 ) ذكر شده است ؛ امّا مالالا ( ج 2 ص 211 ) آن را كاملتر آورده است . بنا به گفتهء لاند ( ج 3 ص 261 ) فرستادهء روم گويا به كواذ توصيه كرده بوده است كه خسرو را جانشين خود سازد . دينورى مىگويد كواذ او را بر پسران ديگر خود برترى مىداد امّا يكبار به او بدگمان شده بود . پركپ ( جنگ ايران 11 / 1 ) از برادران خسرو ، كاووس ( ) و جم ( زامس ) را نام مىبرد . او و مالالا ( در موضع مذكور در فوق ) مىگويند كه خسرو پسر بزرگتر نبوده است ( و مالالا مىگويد كه پسر دوّم او بوده است ) . از اينكه بعدها اسپبدس , ( Aspebe - des ) برادر مادر خسرو ، در توطئهاى به نفع جم پسر كواذ ، كه به جهت يكچشم بودنش لايق مقام سلطنت نبوده است ، شركت كرد و به همين جهت محكوم به مرگ شد ( پركپ ، جنگ ايران 23 / 1 ) بايد نتيجه گرفت كه اسپبدس دائى اين جم نيز بوده است و جم و خسرو از يك مادر بودهاند ( در اين ميان متوجّه شدم كه تمام اين داستان مذكور در پركپ بايستى از گفتهء يكى از مدّعيان سلطنت ايران ، كه احتمالا دروغى هم بوده است ، و به قسطنطنيّه گريخته بود ، گرفته شده باشد ؛ بنا بر اين داورىهاى او ما را به احتياط وامىدارد ) . بايد متوجّه بود كه چگونه در اين زمان نامهاى اساطيرى در خانوادهء شاهى محبوب بوده است ؛ در حالى كه پيش از آن بجز خسرو رقيب بهرام گور ( نام خسرو در ميان اشكانيان و ارمنيان نيز معمول بوده است ) هيچكس ازاينگونه نامهاى پهلوانى نداشته است . ما در اينجا نامهاى كواذ و جاماسپ و خسرو و كاووس و جم را مىبينيم . دربارهء پسران كواذ به نام خشايارشا ( Xerxes ) و پيروز ( Perozes ) مذكور در مالالا ( ج 2 ص 174 ) كمى جاى تأمّل هست . ( 2 ) - مطالب ميان دو قلّاب را طبرى پيشتر از اين آورده است ( رجوع شود به زيرنويس